امیدوارم بعد از مطالعه این پست، سراغ پیاده سازی استارتاپ های تحریمی و بومی سازی شده نرید و به فکر راه اندازی یک ایر بی ان بی و اوبر دیگر بیوفتید.

شدیدا پیشنهاد می کنم که کتاب صفر به یک رو کامل بخونین اما من هم نکات کلیدی این کتاب راجع به ایده و انحصار استارتاپ رو اینجا می نویسم.

البته اگه انقدر محدود هستین و نهایت موفقیتی که می تونین تجسم کنین انقدر کوچیکه که دیجیکالا و اسنپ و … رو موفق در نظر می گیرین، خوندن و نخوندن این کتاب برای شما فرقی نداره.

خب بریم سراغ این نکات

تقلید از یک الگو، آسان تر از خلق چیزی نو است. انجام دادن کاری که می دانیم چگونه باید آن را انجام داد جهان را از ۱ به n می برد و چیزی آشنا به آن خواهد افزود؛ اما هرگاه چیزی نو خلق می کنیم، از صفر به یک می رویم. عمل خلق منحصر به فرد است، همانند خلق کردن چیزی با اهمیت! و نتیجه چیزی تازه و غریب است.

اگر یک ماشین تایپ را بردارید و صدتای آن را بسازید پیشرفت افقی کرده اید (۱ به n) ، اگر یک ماشین تایپ دارید و یک واژه پرداز بسازید، آنگاه پیشرفت عمودی (۰ به ۱) کرده اید.

ویژگی های تک قطبی ها یا استارتاپ های انحصاری

۱٫ مالکیت فناوری اختصاصی

* مانند خوب و بهینه بودن الگوریتم سرچ گوگل.
* باید در یکی از ابعاد مهم، حداقل ده برابر بهتر از نزدیک ترین مشابه یا جایگزینش باشد.
* بهترین راه برای کسب پیشرفت ده برابری، اختراع چیز کاملا جدید است.
* یا یک راه حل موجود را به شکلی ریشه ای و بنیادین، ده برابر بهتر، بهبود ببخشد.
* می توان از طریق یک طرح عالی، پیشرفتی ده برابری بدست آورید.

۲٫ تاثیر شبکه ای

* یک محصول با استفاده شدن توسط افراد بیشتر، مفیدتر شود.
* اثر شبکه ای می تواند قدرتمند باشد، اما هرگز نخواهید توانست از آن بهره مند شوید مگر اینکه محصول شما برای اولین کاربران خود در شبکه آن ها که الزاما هم کوچک است، ارزشمند باشد.
* کسب و کار های دارای اثر شبکه ای، بایستی با بازار های کوچک شروع به کار کنند.
* بازار های اولیه آنقدر کوچک است که اغلب حتی به عنوان فرصت کسب و کار نیز به نظر نمی رسند.

۳٫ اقتصاد مقیاس پذیر

* یک کسب و کار تک قطبی هر چه بزرگتر شود، قوی تر می شود.
* استارتاپ باید مقیاس بزرگ را درون طراحی اولیه خود دیده باشد.

۴٫ برند

* خلق یک برند قوی، راهی قدرتمند برای ادعای تک قطبی بودن است.
* شروع کار با برند به جای ذات و جوهر، خطرناک است.
* هیچ شرکت فناورانه نمی تواند فقط برپایه برند بنا نهاده شود.

برند

برند

برند، مقیاس، اثر شبکه ای و فناوری با ترکیب به خصوصی یک تک قطبی را ایجاد می کنند، اما برای اینکه این ها عمل کنند باید بازار خود را به دقت انتخاب کنید و آن را حساب شده وسعت بخشید.

ساخت یک تک قطبی

۱٫ از کوچک شروع کنید و تک قطبی شوید

* باید با یک بازار بسیار کوچک آغاز به کار کنید.
* بازار هدف کامل برای یک استارتاپ، گروهی از افراد مشخص هستند که در یکجا متمرکز شده اند و هیچ رقیب دیگری به آن ها خدمات ارائه نمی دهند، یا رقبای کمتری در کار هستند.
* هر بازار بزرگی انتخاب بدی است و بازار بزرگی که هم اکنون شرکت های بزرگ به آن خدمات می دهند، بدتر است. به همین دلیل است که هرگاه کارآفرینان صحبت از کسب ۱ درصد از بازار ۱۰۰ میلیارد دلاری می کنند، نشانه های هشدار خطر است .

۲٫ افزایش دامنه فعالیت

* وقتی توانستید یک بازار کوچک را در دست بگیرید، آنگاه به تدریج این بازار را به بازار های مرتبط و کمی وسیع تر گسترش دهید.

۳٫ ساختار شکنی نکنید.

* ساختار شکنی یک اصطلاح برای توصیف شرکت هایی بود که می توانستند از فناوری های جدید برای ارائه محصولات با کمترین قیمت بهره ببرند و محصول را به مرور بهبود ببخشند و در نهایت محصولات برتر شرکت های وقت را که از تکنولوژی های قدیمی تر استفاده می کنند، پشت سر بگذارند.
* وسوسه ساختار شکنی استارتاپ به معنی این است که آن ها خود را از منظر شرکت های قدیمی تر می بینند.
* در واقع اگر شرکت شما به مقابله در برابر شرکت های موجود خلاصه می شود، نمی تواند کاملا جدید باشد و احتمالا قرار نیست تک قطبی شود.
* تا جایی که ممکن است از رقابت بپرهیزید .

۴٫ آخرین، اولین خواهد شد.

* اولین حرکت یک تاکتیک است نه یک هدف. آنچه اهمیت دارد ایجاد جریان نقدینگی در آینده است.
* بهتر این است که آخرین گام بردارنده باشید، یعنی آخرین پیشرفت های عظیم در یک بازار خاص را به دست آورید و سال ها یا حتی دهه ها از منافع انحصار تک قطبی خود بهره مند شوید. راهکارش تسلط بر یک بازار کوچک و سپس بزرگ شدن از آن نقطه به سمت چشم انداز رویایی بلند مدت خود است.

فروش و توزیع برتر، به خودی خود می تواند موجب ایجاد انحصار شود، حتی بدون هیچ تمایزی در محصول، اما عکس این حقیقت ندارد.

سازمان ها بایستی در کوشش برای رسیدن به ده برابر بهتر باشند، زیرا بهبود های صرفا تدریجی اغلب برای کاربر نهایی به معنای بهبود صفر هستند.

تنها هنگامی که محصول شما ده برابر بهتر باشد می توانید به مشتری، برتری واضح و شفاف را ارائه دهید.

مشتریان به هیچ فناوری مشخصی، مگر آنکه مشکل مشخص را به صورتی برتر حل نماید، اهمیت نخواهند داد و اگر نتوانید یک راه حل منحصر به فرد را برای یک بازار کوچک قبضه نمایید، در رقابتی با چرخه ای باطل گرفتار خواهید بود.

اغراق در منحصر به فرد بودن خود، راهی ساده برای سرهم بندی کردن پرسش امتیاز انحصاری است.

بازار های عظیم، بسیار رقابتی و نه بسیار قابل دسترس، هستند.

انجام متفاوت یک کار، آن چیزی است که واقعا برای اجتماع خوب است و همچنین آن چیزی است که به یک کسب و کار اجازه می دهد با انحصاری نمودن یک بازار جدید، سود ببرد.

تک قطبی نوع شرکت هایی هستند که در کاری آن قدر خوب هستند که سایر شرکت ها قادر به ارائه جایگزین برای آن نیستند.

اگر می خواهید ارزش ماندگار بیافرینید و کسب کنید، کسب و کار مشابهی به راه نیندازید.

اگر از واقعیت رقابت صرف نظر کنید و روی عوامل متمایز کننده کم اهمیت تمرکز کنید مثلا اگر فکر کنید نان خانگی شما بهترین است چرا که دستور پخت آن متعلق به مادربزرگ شما است، کسب و کار شما احتمالا دوام نخواهد آورد.

هر کسب و کار به میزانی موفق است که ، کاری انجام دهد ، که بقیه نمی توانند.